بغض گلوگیر
بسم رب المهدی

بغض گلوگیر
کسی مسیر خدا را به من نشان بدهد
دل سیاه مرا دست آسمان بدهد
درون پیله ی سردرگمی اسیرم ، آه !
کسی برای پریدن ، به من توان بدهد
به دشت خیره شدم تا مگر که قاصدکی
نشانه ای به من از یار مهربان بدهد
و کاش رنگ غزلهای ناسروده ی من
بهار شعر مرا ، شور ناگهان بدهد
هزار بیت به وصفش قصیده می خوانم
اگر که بغض گلوگیر من امان بدهد
من از حکایت آشفتگی پرم ، اما
کجاست او که مرا جرئت بیان بدهد؟
همیشه منتظرم تا عزیز خوش خبری
خبر ز آمدن او ، دوان دوان بدهد
چه سرد مرده ام اینجا ، کجاست دستی که
به بند بند وجودم دوباره جان بدهد؟
سید محمد بابامیری


التماس دعا
یا علی![]()
+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر ۱۳۸۷ ساعت 17:27 توسط دلتنگ
|